سلطان محمد ميرزا قاجار

355

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

نراق و خاك آن در نراق « 5 » كه يكى از دهات كاشان است ، خاكى است خاكسترىرنگ و به نرمى خاكستر . بام خانه‌ها را از آن خاك اندود كنند . در ميان مردم آنجا مشهور است كه هريك روز كه اين خاك را [ 235 آ ] با آب گذارند يك سال دوام كند ، هريك روز بودن او در آب يك سال بر دوامش افزايد . آفتاب كه بر اين خاك تابد ، مثل خاكستر شود ؛ چون رطوبت و باران به او رسد به‌طورى سخت شود كه با تيشه به سختى كنده شود . در سردسير اين ولايت نزديك به قمصر در بيابانها كنار نهرها ، از زمين سنگى سه گوشهء باريك ، مثل در تراشيده صاف و شفّاف به بلندى يك بند [ يا ] دو بند انگشت ، مثل علف از زمين رويد . سختى او به مرتبه‌اى است كه شيشه را مثل الماس از او مىبرند . اخلاق مردم كاشان و امّا حالت اهلش : گاهى از صنف عرفا و اهل دل [ و ] مردم رياضت‌كش در اين شهر پيدا مىشود . جسته‌جسته مردمان خوب آدم صفت ديده شده است ، ولى كليت حالت مردمش اين است : دهاقين و رعايا بسيار فقير و زحمتكش ، قانع [ و ] مردم متوسطش مايل [ 235 ب ] به كسب و پيله‌ورى [ اند ] . مرحوم نظام الدوله پسر امين الدوله كه چندى حاكم كاشان بود اين شعر را در مدح اهل كاشان گفته است : همه بوشن گهرانند كشان از زن و مرد * من بر اين هستم و آنان كه سلاله هوشند به كف خاكى ستوار و به بادى كنده * ز پفى مشتعلند و به پفى خاموشند « 6 » همه جبان ، بسيار فضول ، جاه‌طلب ، دروغگو ، طمّاع ، بخيل ، گزافگو ، مفسد ، نمّام ، بىحيا ، غيرمتدين ، مال مردم خوار « 7 » ، صاحب اوصاف رذيله [ و ] بد

--> ( 5 ) . قصبهء نراق مركز دهستان نراق ، تابع بخش دليجان شهرستان محلات است . ( فرهنگ جغرافيايى ايران ، ج 1 ، ص 222 ) . ( 6 ) . از مرحوم نظام الدوله تا پايان شعر در حاشيهء متن آمده است . مفهوم مصرع اول بيت اول مشخص نگرديد . شايد همه توسن كهرانند . « كشان » انتخاب مصحح است ، شايد كشات خوانده شود . اين صفحه به عنوان نمونه خط داده شده است تا آگاهان به لهجهء كاشى آن را بخوانند . ( 7 ) . اصل : خار .